لونا با چهره ای پیچیده در خشم و اندوه به سمت کتابخانه قصر رفت.کسی حرف او را باور نکرده و لونا تنها کسی بود که نگران این موضوع بود.پس از ساعت ها گشت و گذار در کتابخانه،بالاخره لونا کتابی را که میخواست در زیرزمین کتابخانه پیدا کرد.از ظاهر کتاب معلوم بود که سال هاست کسی آن را نخوانده و آخرین بار میان ا
برچسب:
نویسنده: نیما کاظمی
تاريخ: سه
شنبه
10 مرداد
1396 ساعت: 11:36